تصاویر/ خطرناک ترین و بدنام ترین محله های جهان

اوستا در اصل «اَوْپِسْتاکْ» است به معنی بنیان جا افتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای و به صیغهی صفت مشبهه است، در «تاریخ طبری» و دیگر متقدمان از مورخان عرب «ابستاق» و «افستاق» ضبط شده است و در زبان دری «اُوسْتا – اُسْتا – وُسْت – اُسْت» به اختلاف دیده میشود و همه جا با لفظ «زند» ردیف آمده است – کاف آخر «اوپستاک» که از قبیل کاف «داناک» و «تواناک» است در زبان دری حذف میشود و تلفظ صحیح این کلمه بایستی «اوْپِستا» باشد ولی به تقلید شعرایی که به ضرورت این کلمه را مخفف ساختهاند ما آن لفظ را «اوْسِتْا» خوانیم.

پارسیانجمن: این نوشتار از زندهیاد استاد محمدتقی بهار (ملکالشعرای بهار) است که ۶۵ سال پیش نوشته شده است و زینرو، زبان و سبکِ نگارش و نویسشِ واژهها کهنه است، لیک دادههای آن کمابیش استوار است و ارزش بازخوانی و نیز بازنگری دارد. ولسوالی چشت شریف به دلیل وجود زیارتگاه و خانقاه چشتیه، رود هریرود و بند سلمایی که بر روی این رود قرار دارد از شهرت بسیاری برخوردار است. مرز سهگانه که یک تریلرِ نظامی سرقتمحور است، به گروهی از نیروهای ویژهی سابقِ ارتش به سرکردگی بن افلک میپردازد که دور هم جمع میشوند و راه میافتند تا از یک قاچاقچی کلهگندهی مواد مخدر در جنگل دزدی کنند؛ مرز سهگانه شاملِ تمام کلیشههای جذابِ اکشنهای سرقتمحور میشود؛ از نظامیانِ طلاقگرفته و مستی با ساعتهای مچی دیجیتالی که مدام قربان، قربان میکنند و سکانسی که به دور هم جمعِ کردن گروه میپردازد گرفته تا سکانسی که به گفتوگو دربارهی پایهبودن یا نبودنِ اعضای گروه برای انجام این مأموریتِ خطرناک اختصاص دارد؛ از لحظهای که قهرمانان در هچل میافتند و در موقعیتِ تصمیمگیری سختی بین رها کردن پول و فرار کردن قرار میگیرند تا لحظهی خفنِ سقوط هلیکوپتر در کوهستان که نشان میدهد نتفلیکس چقدر پول پای این فیلم ریخته است.

خلاصه، بخشی از اوستا در زمان شاپور اول به دست آمد و در عصر شاپور دوم «آذرپاذ مارسپندان» – که موبدی بزرگ و سخنگویی گرانمایه بود و برخی تاریخدانان عرب او را زرتشت ثانی نامیدهاند و واقعهی ریختن مس گداخته بر سینهی زردشت منسوب به اوست – خرده اوستا را آورد و چنان به نظر میرسد که همهی اوستا را به دست آوردند و یا مدعی شدند که اوستا جملگی به چنگ آمده است و دانشمندی دیگر موسوم به «ارتای ویراف» نیز در عالم خواب، سیری در بهشت و دوزخ کرد و احکامی دیگر پیدا آورد که در کتاب «ارتای ویراف نامک» نوشته است، و نیز تفسیرهای اوستا از این پس به زبان پهلوی رایج گشت.

در عهد «شاهپور» پسر اردشیر و جانشینان وی نیز در گردآوری اوستا و تهیهی فقه و دیگر احکام و عبادتهای زرتشتی توجه و اعتنای کامل به عمل آمد و در پشتیبانی از این آیین کار به تعصب کشید از آن جمله مانی پسر فدیک سخنگوی و مصلح بزرگ ایرانی به اعتماد آزادی مذهبی که پیش از ساسانیان در ایران موجود و برقرار بوده است، در عصر شاپور اول پیدا شد و شاهپور را دعوت کرد. آمده است كه در زمان ورود شیخ یه این دیار به دلیل اینكه خاك هرات آرامگاه بزرگان و اندیشمندان بسیاری بوده است، خواجه غلطان بجای پای نهادن به این خاك خود را تا شهر بر روی زمین غلطانیده است.

آنها از سمت بازرگان و کوه آی یک گذر کردند و پس از ورود به خاک ایران کردها را از هر سو در میان گرفتند. بخشی از اوستا عبارت بوده است از قصیدههایی (سرودهایی) به شعر هجایی در ستایش اورمزد و سایر خدایان اَرْیایی (امشاسپنتان) که سمت زیردستی یا مظهریت نسبت به اورمزد و خدای بزرگ یگانه داشتهاند و اشاراتی داشته در بیان بنیان آفرینش و وجود کیومرث و گاو نخستین «ایوداذ» و کشته شدن گاو و کیومرث به دست اهرمن و پیدا شدن نطفهی کیومرث در زیر خاک به شکل دو گیاه که نام آن دو (مهری و مهریانی – مردی و مردانه – ملهی و ملهیانه – میشی و میشانه – به اختلاف روایات) بوده است و تاریخدانان آن را از جنس «ریواس» دانند و ظاهرا مرادشان همان «مهر گیاه» معروف باشد.

قدیمترین یادگاری که از زندگی نیاکان باستانی ما باقی است «نسکهای اوستا» است که شامل سرودهای دینی و احکام مذهبی نیاکان و محتوای تواریخی است که شاهنامهی فردوسی نمودار آن است و مطالب تاریخی آن کتاب از «کیومرث» تا زمان «گشتاسب شاه» میپیوندد، و پادشاهی اَپَرداتَه (پیشدادیان)، کَویان (کیان) و زمانهی هفت خدایی (پادشاهی) را با هجوم بیگانگان، مانند اژیدهاک (ضحاک) و فراسیاک تور (افراسیاب) ترک تا پیدا آمدن زردتشت سپیتمان شرح میدهد. زرتشت پیامبر ایرانی میگوید که ایرانیان از سرزمینی که «اَیْرانَ وَیجَ» نام داشت و ویژهی ایرانیان بود، به سبب سرمای سخت و پیدا آمدن ارواح اهریمنی کوچ کردند و به سرزمین ایران درآمدند.

ولسوالی چشت فعلی؛ ابتدا بنام (کنزور) یاد میشد و بعد از آمدن ابو اسحاق شامی به افغانستان بنام (چشت) مسمی شده است، پیشینه تاریخی ولسوالی چشت به بیش از ۹۷۰ سال میرسد. «هرودوت» در جایی که از دایهی کورش اول یاد میکند میگوید، نام وی «سْپاکُو» بوده، سپس آورده است که «سپاکو» به زبان مادی، سگ ماده را گویند و معلوم است که نام سگ «سپاک» بوده است و (واو) آخر این کلمه حرف تأنیث است که هنوز هم این حرف در واژهی بانو و در پسرو، دادو، دخترو و کاکو به عنوان تصغیر یا از روی عطوفت و رأفت باقی است، یکی از رجال آن زمان نیز (سپاکا) نام داشته است که واژهی نرینهی سپاکو باشد.

ابن بلخی در فارسنامه اشاره میکند در کنار این مغازه چشمهای نیز قرار داشت که بر سر آن اتاقها و حجرهها ساخته شد. این ولسوالی به دلیل آنکه در کنار دریای هریرود واقع شده، از جمله ولسوالیهای زراعتی و حاصلخیز است که زمینهای آن دو فصل (گندم و بعد از آن ماش) کشت میدهد و این ولسوالی مرکز طریقه چشتیه نیز میباشد که خانقاه شریف محل عبادت سلسله چشتیه در آن واقع شده و مرقد سلطان مودود چشتی از بنیانگذاران سلسله چشتیه نیز در آنجا وجود دارد. لاکتراشان (تنکابن)، روستایی است از روستاهای تنکابن از توابع بخش مرکزی که در استان مازندران واقع شده است.

فعالیت های آتش فشانی در دوره کواترنر سبب شکل گیری قلّه دماوند در این رشته کوه شده است. همچنین نخستین صعود زمستانی کوه سامانی در سال 1986 توسط کوهنوردان شوروی سابق صورت گرفت. روند ساخت این بند که به دلیل درگیریها در افغانستان متوقف شده بود، بار دیگر در سال ۲۰۰۵ آغاز شد و در ماه جوزا سال ۱۳۹۵ به بهرهبرداری رسید. در عمليات فتح مبين حود 10 هزار نفر از نظامیان عراقی کشته و مجروح و استعدادي در حدود 2 لشكر عراقي منهدم شد. وزارت دفاع افغانستان روز گذشته (پنجشنبه) از تلفات سنگین طالبان در عملیات نظامیان افغان خبر داد و اعلام کرد: بر اثر عملیات نظامیان افغان در استانهای ننگرهار، لغمان، غزنی، پکتیکا، قندهار، زابل، هرات، جوزجان، سمنگان، فاریاب، سرپل، هلمند، نیمروز، قندوز، بغلان و کاپیسا ۳۰۳ نفر از اعضای طالبان کشته و ۱۲۵ نفر از آنها زخمی شدند.

و نیز مطالبی داشته در پادشاهی هوشنگ (هوشهنگ)، طهمورث، جمشید، ضحاک (اژدهاک)، فریدون، سلم، تور، ایرج، منوچهر، کیقباد، کاوس، سیاوخش، کیخسرو، افراسیاب، لهراسب، گشتاسب، زرتشت، خانوادهی زرتشت، گروهی دیگر از وزیران و خاندانهای تورانی و ایرانی و نیز اوراد، دعاها، نمازها، احکام دینی، دستورالعملهای پراکنده در آداب و اصطلاحات مذهبی و مانند اینها و پیداست که این کتاب از اثر فکر یک نفر نیست و یا بخشهایی از اوستا بعدها نوشته شده است و چنین گویند که «گاثه» قدیمترین بخش اوستا است و دیگر بخشها به آن کهنگی نیست. این پادشاهان دستنشاندهی اشکانیان بودهاند و از عهد اسکندر و خلیفههای اسکندر به ریاست مذهبی و کمکم به پادشاهی گماشته میشدند و اردشیر چنان که گذشت یا پسر پاپک آخرین شاهان مذکور و یا پسرِ دختر او بوده است و چون پدران و نیاکان اردشیر جنبهی مذهبی داشتهاند، از سکههای آنها این جنبه به خوبی دیده میشود.

شاپور با او به عادت قدیم رفتار نمود و مانی کتابی از کتابهای خود را به نام شاپور نوشت و نام آن را «شاهپو هرگان» نهاد، لیکن در زمان بهرام پسر هرمز، وی را برخلاف وصیت زرتشت و برخلاف اصول دینی که در ایران مرسوم بود، کشتند. گویند اوستای قدیم دارای ۸۱۵ فصل بوده است بخش شده به ۲۱ نسک یا کتاب و در عهد ساسانیان پس از گردآوری اوستا از آن جمله ۳۴۸ فصل به دست آمد که آن جمله را نیز به ۲۱ نسک بخش کردند و دانشمندان محقق ۲۱ نسک ساسانی را به ۳۴۵٧۰۰ کلمه برآورد کردهاند و از این جمله امروز۸۳۰۰۰ کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج رویدادها رفته است.

ولی لفظ زند از آزنتی «Azanti» و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتابهای پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف «پات زند» است که با پیشاوند «پات» ترکیب یافته و به معنی گزارش دوباره یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. در کتب سنت از جمله در «دینکرت» روایتی آوردهاند و در نامهی «تنسر» به شاه مازنداران نیز بدان اشاره شده و مسعودی مورخ عرب و گروهی دیگر از تاریخدانان اسلامی هم نقل کردهاند که «اسکندر» پس از فتح «اصطخر» اوستا را که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بودند برداشت و مطالب علمی آن را از پزشکی، نجوم و فلسفه به یونانی ترجمه کرد و به یونان فرستاد و خود آن کتاب را بسوزانید.

پازند عبارت است از نسکهایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند و ما باز از آن گفتوگو خواهیم کرد. فارسی زبانی است که امروز بیشتر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و بخشی از هند، ترکستان، قفقاز و بینالنهرین بدان زبان سخن میگویند، نامه مینویسند و شعر میسرایند. تاریخ زبان ایران تا هفتصد سال پیش از مسیح روشن و در دست است و از آن پیش نیز از روی آگاهیهای علمی دیگر میدانیم که در سرزمین پهناور ایران – سرزمینی که از سوی خراسان (مشرق) به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به کشور پنجاب و از نیمروز (جنوب) به سند و خلیج پارس و بحر عمان و از شمال به کشور سکاها و سارماتها (جنوب روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و دشت حجاز و یمن میپیوست مردم به زبانی که ریشه و اصل زبان امروز ماست سخن میگفتهاند.

اما آنچه از تاریخهای ایران، روم، نوشتههای سنگ و تاریخهای دیگر مردم همسایه برمیآید، دوران تاریخی ایران از مردم «ماد» که یونانیان آن را مدی و به زبان دری «مای» و «ماه» گویند برنمیگذرد، و پیداست که زبان مردم ماد یا ماه زبانی بوده است که با زبان دورهی پس از خود که زبان پادشاهان هخامنشی باشد، تفاوتی نداشته، زیرا هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ایرانیان و مهمترین شهرنشینان آریایی آن زمان بودهاند با زبان فارسی هخامنشی تفاوتی میداشت هرآینه «کورش» و «داریوش» و غیره در کتیبههای خود که به سه زبان فارسی، آشوری و عیلامی است زبان مادی را هم میافزودند تا بخشی بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشتهها ناکام نگذارند، از این رو مسلم است که زبان مادی، خود، زبان فارسی باستانی یا نزدیک بدان و لهجهای از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد مانند «فراَ اوَرْت»، «خشِثَرْیت»، «فْروَرَتْیش»، «هُووَخشَثْرَهْ»، «آستیاک ـ اژی دهاک»، «اَرتی سس- اَرتهیس- اَرته کاس آ» به لفظ «اَرْتَ» آغاز میشود و «اِسْپادا» که سپاد و سپاه باشد نیز نزدیکی این دو زبان معلوم میگردد.

پس از ولخش اشکانی اردشیر پاپکان بنیادگذار دولت ساسانیان بنای سیاست و پادشاهی ایران را بر مذهب نهاد و دین و دولت را به یکدیگر ترکیب داد و آیین زرتشت را که غالبا ظن قوی بر آن است که اشکانیان هم دارای همان آیین بودهاند – آیین رسمی کشور ایران قرارداد، و این کار او بسیار عاقلانه بود، زیرا آن دوره به سبب نیرو گرفتن دین مسیحی در انحای کشور ایران و روم، دورهی نیروی دین و آغاز نفوذ دینداری به شمار میآمد، چنانکه بعد هم دیده شده که از سویی مانی پدید آمد و سپس مزدک ظهور کرد و چندی نگذشت که محمد رسول عرب بیرون آمد.

دیدگاهتان را بنویسید