معروفترین قله های خاورمیانه و آسیا

اما لفظ زند از آزنتی “Azanti” و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف “پات زند” می باشد که با پیشاوند “پات” ترکیب یافته و به معنی دوباره گزارش یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. اوستا در اصل “اَوْپِسْتاکْ” است به معنی بنیان جا افتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای و به صیغه ی صفت مشبهه است، در “تاریخ طبری” و دیگر متقدمان از مورخان عرب “ابستاق” و “افستاق” ضبط شده است و در زبان دری “اُوسْتا – اُسْتا – وُسْت – اُسْت” به اختلاف دیده می شود و همه جا با لفظ “زند” ردیف آمده است – کاف آخر “اوپستاک” که از قبیل کاف “داناک” و “تواناک” است در زبان دری حذف می شود و تلفظ صحیح این کلمه بایستی “اوْپِستا” باشد ولی به تقلید شعرایی که بضرورت این کلمه را مخفف ساخته اند ما آن لفظ را “اوْسِتْا” خوانیم.

پازند عبارت است از نُسک هایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند و ما باز از آن صحبت خواهیم کرد. سوای این آثار باز هم از گوشه و کنار یادگارها و اشیایی که دارای کتیبه است به دست آمده و میآید، چنان که گیرهی دری از لاجورد بزرگتر از کف دست که متعلق به یکی از درهای بنای اَپَدانه تخت جمشید بوده است پیدا شده و بر لبهی این گیرهی روی لاجورد به خط سفید میناکاری کتیبهای نوشتهاند، به خط میخی به نام خشایارشا نیز مهرها و پارچههای دیگر.

اما آنچه از تواریخ ایران، روم، نوشته های سمگ و تواریخ دیگر مردم همسایه بر می آید، دوران تاریخی ایران از مردم “ماد” که یونانیان آن را مدی و به زبان دری “مای” و “ماه” گویند برنمیگذرد، و پیداست که زبان مردم ماد یا ماه زبانی بوده است که با زبان دوره ی بعد از خود که زبان پادشاهان هخامنشی باشد تفاوتی نداشته، زیرا هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ایرانیان و مهم ترین شهرنشینان آریایی آن زمان بوده اند با زبان فارسی هخامنشی تفاوتی میداشت. هر آینه “کورش”، “داریوش” و غیره در کتیبه های خود که به سه زبان فارسی، آشوری و عیلامی است، زبان مادی را هم می افزودند تا بخشی بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشته ها ناکام نگذارند، از این رو مسلم است که زبان مادی خود، زبان فارسی باستانی یا نزدیک بدان و لهجه ای از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد مانند “فراَ اوَرْت”، “خشِثَرْیت”، “فْروَرَتْیش”، “هُووَخشَثْرَهْ”، “آستیاک – اژی دهاک”، “اَرتی سس- اَرته یس- اَرته کاس آ” به لفظ “اَرْتَ” آغاز می شود و “اِسْپادا” که سپاد و سپاه باشد نیز یکی این دو زبان معلوم می گردد.

تعدادی از قله های بالای 3500 متر که در جنوب شرقی رودخانه چالوس قرار دارند. امتیاز آشکاری که میان خط پهلوی و خط و زبانهای شرقی ایران بوده در مسالهی «هُزْوارشْ» است، که به دست کاتبان، وارد رسمالخط پهلوی شد چنین که لغاتی را به زبان آرامی نوشته و به پارسی میخواندهاند، این رسم در نوشتههای «تورفان» و آثار مانی دیده نمیشود، لیک در دو قبالهی ملک اورامان و کتیبههای اشکانی و «درخت آسوریک» موجود است و معلوم میشود که در پهلوی اشکانی نیز موجود بوده است. اين سايت عظيم باستاني كه دكتر اشميت اولين باردر أن حفاري نمود نتايج مهمي را پيش روي محققان گذاشت.كشف معبدي به شيوه وسبك أشوري در اين نقطه دليل برنفوذ وتاثير هنر أشوري بر منطقه لرستان است .در اين عبادتگاه اشياء نذري كه در داخل ديوارهمعبدكار گذاشته بودند كشف شد ,همچنين أيينه هاي برنزي (مفرغي),مهره هاي استوانه ايومجسمه هاي كوچكياز مرد وزن مشاهده وكشف شد.

همچنین در شوش کتیبههای کوتاه دیگری بر پاسنگهای ستون، آجرها، کاشیها، مجسمهها و لوحههای سنگی و میزهای مرمر و اشیاء گوناگون از داریوش پیدا شده است که این شاهنشاه را معرفی مینماید؛ این یادگارها نیز همه به سه زبان پارسی، عیلامی و آسوری است. ۱۱- مُهری است چهار گوشه از داریوش که در آن پادشاه برگردونهای سوار است و به شکار شیر مشغول است و روی آن نبشتهاند:«من داریوش شاهام». در این روایات همه جا می رساند که رشته ی ارتباط سیاسی، اجتماعی و ادبی ایران هیچ وقت نگسسته و زبان این کشور نیز به قدیم ترین زبان های تاریخی یا قبل از تاریخ می پیوندد و “گاثه ی زردشت” نمونه ی کهن ترین آن زبان هاست.

در الوند دو کتیبه، اول از داریوش بر کوه نزدیک روستای عباسآباد نزدیک همدان به سه زبان موجودست که دارای دو بند است، یکی در ستایش اهورامزدا، دیگر در معرفی خود و پدرش، کتیبهی دوم از خشایارشا در دو بند درست مانند کتیبهی پدرش. داستان فیلم اکشن جک رایان در مورد سربازی است که طی یک عملیات آسیب میبیند; او در بیمارستان فوق پیشرفته ارتش تحت درمان قرار میگیرد و موفق میشود از پس مشکل خود بربیاید.

کوتل دشت آبدان میرعلم که معبر شوسه ای بین خان آباد و مزار شریف است در این کوه واقع گردیده است . چیزی بین یک مستند کوهنوردی و یک فیلم حادثه ای. ظاهرا در اواخر دوره ساسانی کار ساخت یک کاروانسرا در نزدیکی بیستون آغاز می شود و به دلایلی که مشخص نیست ناتمام می ماند. در همدان کتیبه ای از طرف اردشیر دوم بر پایهی ستونی که در موزهی انگلستان است به سه زبان نوشته شده است که خود و پدر و خانوادهی خویش را معرفی کرده است و اهورمزدا و اناهیتا و میثره (مهر) را ستوده و از بنای اَپَدانهای در همدان خبر میدهد که وی بنا گذارده است.

اردشیر) پسر «پاپک» تأسیس شده بود انتقال یافت، آن دولتی که بعدها خود را وارث بهمن اسفندیار و جانشین کیان شمرد. غیر از این نبشتهها نبشتههای دیگری هم از شاهنشاهان هخامنشی به زبانهای دیگر غیر از پارسی در دست است مانند بیانیهی کورش بزرگ در بابل که به زبان و خط بابلی انتشار یافته بود – این کتیبه بر استوانهای از گل رُس نبشته شده است دارای ۴۵ سطر که قسمت بزرگی از آن پاک شده است. زبان فارسی باستان پس از برچیده شدن دولت هخامنشی از میان رفت – یعنی زبان رسمی کشور تغییر یافت – و در عهد اشکانیان که بار دیگر کارها به دست ایرانیان افتاد، رفتهرفته زبان پهلوی شمالی و شرقی که زبان اقوام «پرثوی» بود رواج گرفت و پس از ترک یونانمأبی سکهها و سایر اسناد ایران با زبان ایرانی و به خط آرامی نمودار گردید.

پس از سی سال تمام این نبشتهها خوانده شد و منتشر گردید. مانند «دَینْ کِرْتْ» تألیف موبد «آذرفرنبغ» معاصر مامون عباسی و غیره، با این حال ممکن است ترجمههایی از اوستا مانند بخشهایی از یشتها و بخشهایی دیگر از اوستا که به زبان پهلوی است و فصلهایی از بندهش که از کتابهای معتبر سنت مَزْدیَسنُی است و «درخت آسوریک»، «خسرو کواتان وریذکی» و «ایاتکار زریران» و نیز بخش عمده از داستانهای ملی مانند «کارنامک اردشیر» و «خوتاینامک» و «آیین نامک» در عهد شاهنشاهان انجام گرفته باشد، چنان که گویند خوتاینامک به دستور یزدگرد شهریار تدوین گردید. در همین دوران سپاهیان زیادی از منطقه عبور کرده و یادداشتهایی از خود بر جای نهادهاند.

زبان چینی، آنامی و سیامی را از این دسته می دانند، در زبان های ریشگی شماره ی لغت ها محدود است، چنان که گویند چینیان برای بیان فکر خود ناگریزند لغات را پس و پیش کنند یا مراد خود را با تغییر لحن و آهنگ کلمه بفهمانند. منتخب اصفهان روی نیمکت نام های سرشناسی چون بهرام عاطف و رسول کربکندی را در اختیار داشت و در پایان آن فصل در رقابت های سراسری فوتبال کشور مقام اول را از آن خود کرد. ما را اینجا به سایر زبان ها کاری نیست، چه آن علم خود به دانستنی های دیگر که آن را زبان شناسی و فقه اللغه گویند باز بسته است.

نخست – بخش یک هجایی (یک سیلابی) و این قسم زبان ها را زبان های ریشگی نامند، زیرا لغات این زبان ها تنها یک ریشه است که به اول یا آخر آن هجاهایی نیفزوده اند. در علم نژادشناسی مردم اروپایی را به هشت شعبه بخش کرده اند و زبان آنان را نیز از یک اصل دانسته اند به طریقی که گذشت. در کرمان هرم کوچکی از سنگ پیدا شده که در پهلوهای آن سنگ به سه زبان کتیبه ای از داریوش نقش گردیده است و او را و پدرش را نام میبرد.

علمای زبان شناسی برآنند که زبان های بخش سوم از مراحل زبان های بخش اول و دوم در گذشته و ترقی کرده تا بدین درجه رسیده است – یعنی این زبان ها مستقلا در سیر تطور کمال یافته و به مرحله ای رسیده است که اکنون مشاهده می کنیم و ما در این پاره به تفصیل گفتگو خواهیم کرد. کتیبه ای از اردشیر اول در تخت جمشید به زبان بابلی در ۱۳ سطر که قسمت چپ آنها باقی و باقی پاک شده است، و نیز از اردشیر دوم کتیبهای در تخت جمشید به زبان و خط بابلی است که چند کلمه از آن برجای است.

۱۲- وزنهای است از مرمر سیاه که دو کَرْشَهْ وزن داشته است و بر سر قبر شاه نعمتالله در کرمان بوده و از آن جا به موزهی انگلستان بردهاند. اما کتابهایی به خط و زبان پهلوی موجود است که برخی از آنها بنا بر تحقیق متعلق به دورهی اسلامی است. در آن روزها تب و تاب پیدا کردن راز پشت کشتی بالاگرفته بود و محققان زیادی روی بقایای بهدست آمده تحقیق کردند.بسیاری از محققان درصدد این برآمدند که تمام شواهد را نادیده بگیرند، ولی شواهد بهقدری محکم بود که دیگر کسی به وجود کشتی نوح و طوفان عظیم شکی ندارد.

به طور کلی تألیف کتب و رسالات پهلوی اغلب در قرون اسلامی است، اما مواد آنها قدیمی است. اسناد قدیمیدیگری که در دست است، باقیماندهی کتابها و آیین مانی و دیگر مطالب مانند فصولی از عهد جدید و مطالبی از کیش بودایی است که در آغاز سدهی کنونی از سوی خاورشناسان از خرابههای شهر «تورفان» پیدا شد و به دست دانشمندان خوانده شد و بخشی از آنها انتشار یافت. مردم میآیند تا ببینند که واقعیت چیست و چه رازهای دیگری در پای این کوه نهفته است. تا اینکه بالاخره مردم تصمیم گرفتند که دیگر به حرفهای او گوش ندهند .

سوم – بخش زبان های پیوندی، در این زبان ها بر ریشه و ماده ی لغات هجاهایی افزوده می شود ولی نه تنها به آخر ریشه، بلکه به آخر و اول ریشه هم – دیگر اینکه ریشه ی لغت بر اثر افزایش تغییر میکند، گویی که ریشه با آنچه بر وی افزوده شده است جوش خورده و پیوند یافته است – به خلاف زبان ملتصق که چون ریشه تغییر نمیکند هجاهایی که بر ریشه افزوده است مثل آن است که به ریشه چسبانده باشند نه با او پیوسته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید