۱۸ نکته درباره سریال کوتاه «گامبی وزیر

گفته میشود کمربند سیارهای به خاطر برخورد یکی از ماههای نیبیرو و سیاره سابق منظومه شمسی (بین مریخ و مشتری) شکل گرفته است که منجر به تشکیل سطحی از خرده سنگ در این مدار گشته. خودرویی به او نزدیک شد و با او برخورد کرد.سرعت ماشین زیاد بود. هر دو ادعای مطرحشده در متن حاظر از جنس ادعای دانش نوع اول هستند؛ ازاینرو نگارنده نیز به توضیح و تبیین این گزاره ها پرداخته است. هر کسی میتواند این ادعای کلی ارسطو را بپذیرد که سیاست و (توسّعا) معماری، با فراهمکردن اَشکالی از فعالیتهای جمعی انسانی واجد ارزشِ مثبت سروکار دارند و همینطور با تولید نوع یا گونهای مشخص از آدمی؛ بیآنکه لازم باشد نگاه سلسلهمراتبی او را به فعالیتهای انسانی بپذیرد یا با ادعای بعدیاش ـ این که باارزشترین زندگی، تنها درون ساختار خشک دولتشهر باستانی ممکن است ـ موافق باشد.

در جواب باید گفت در سطح این سیاره حجم انبوهی از یک ماده شیمیایی به نام اکسید آهن (زنگ آهن) وجود دارد که تمام سخرهها و خاک آن را پوشانده و علت سرخ رنگ بودن مریخ هم همین موضوع است. سیاره مریخ یا بهرام چهارمین سیاره در منظومه است که در مداری طولانی تر و با سرعتی کمتر از زمین به دور خورشید می چرخد. در مقابل، ادعای پارادایمی «این سوالی یا مسئلهای سیاسی است» دال بر آن است که پدیدهی مورد بررسی ما نهتنها از نظر تاریخی گشوده است و میتواند تغییر کند، بلکه ارادهی ما نیز ناظر بر حل آن مسئله به شکل سیاسی است.

اما ادعای پارادایمی به معنای نمونه، سرنمون، مدل یا صورتی سرمشقی از ادعای دانش است؛ یعنی ادعایی که سنخنمای تمامی دیگر ادعاهای دانش است. نزدیکترین فاصله آن به زمین ۲۷٬۲۰۰ میلیون کیلومتر است. این بدان معنی است که اگر چیزی در بالا باشد و سپس بیافتد، با سرعت 9.8 متر در ثانیه به سطح زمین می افتد. هرچند، رصدهای دوران اسلامی، بنا به دلایلی پذیرفته نشده است اما در این پژوهش نشان داده شد که امکان رصد گذر زهره توسط ابوعلیسینا وجود داشته است. بیشتر آنچه دانشمندان از شفقهای قطبی مشتری میدانند از رصدهای تلسکوپهایی مثل هابل بدست آمده است نه فضاپیماها.

«اخلاق» هم چیزی نیست جز نامی که برای برخی از این شیوههای سنجشگری برگزیدهایم. زمانی که مارکس در قرن نوزدهم بر تمرکز نظریهی سیاسی زمان خود به مقولهی «عدالت» تاخت، به این خاطر بود که تئوریهای عدالتمحورْ کالا را از منظر ارزش ظاهری به پرسش میگرفتند؛ پنداری کالاها اشیاییاند که شیوههای بهوجودآمدنشان اصلا در دایرهی بحث جایی ندارد. «عَن أَبِی بَصِیرٍ، عَن أَبِی عَبدِ اللهِ عَلَیهِ السَّلَامُ، قَالَ: سَأَلتُ عَنِ السَّمَاوَاتِ السَّبعِ، قَالَ: سَبعُ سَمَاوَاتٍ لَیسَ مِنهَا سَمَاءٌ إِلَّا وَ فِیهَا خَلقٌ وَ بَینَهَا وَ بَینَ الأُخرَى خَلقٌ، حَتَّى یَنتَهِیَ إِلَى السَّابِعِ»؛ «ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که: از آسمانهای هفتگانه پرسیدم، فرمود: هفت آسمان است که هیچ آسمانی نیست مگر آنکه در آن آفریدههایی است و بین آن و بین آسمان دیگر آفریدههایی است تا به آسمان هفتم برسد» (عدهای از علماء، ۱۳۸۱: ۳۲۱).

مریخ شگفتی های دیگری نیز دارد که از آن جمله می توان به “کلاهک های قطبی” آن اشاره کرد. معماران بهتر است بکوشند ساختاری را خلق کنند که با هدایت انرژیهای انسانی به سمت مسیرهای نوین، برخی از آنها را متمرکز و تقویت کند و برخی دیگر را مانع شود و متفرق کند. پیشنهادم این است که معماری بهجای اینکه به عدالت، چه به مفهوم تبعیت از یک قانون خاص و چه به معنای توزیع کالا، بپردازد، بهتر است بر تولید و پرورش فعالیتهای آزاد مختلف و نیز بر ساختار روابطی که میان انسانهای نیازمندِ تعامل برقرار خواهد شد، تمرکز کند.

سیاره تازه کشف شده به نام “b Centauri b” شناخته میشود. همین علت نام گذاری این دو سیاره به دوقلوهای مغناطیسی است. بیگمان حتی اینجا هم ممکن است برای کسی این پرسش ایجاد شود که آیا میخواهیم بگوییم عدالت هرچیزی است که برای نظم اجتماعی موجودِ ما ضروری باشد یا اینکه عدالت اشاره دارد به هرچه برای یک نظم دلخواه مطلوب – که میتوانیم در نظر آوریم – ضروری است. اخیرا اختلاف نظر چشمگیری میان نظریهپردازان دربارهی چیستی آنچه باید توزیع شود ـ چه کالا، رفاه و فرصتها باشند و چه عاملیت ـ درگرفته است و نیز مشابه همین اختلاف نظر هم پیرامون اینکه آیا اصول توزیع بهتر است براساس تساوی باشند یا تناسب.

آیا صرفا فهمیدن اینکه آنها تصوراتیاند که ما، به هر دلیلی (خوب، بد یا خنثی) کسبشان کردهایم، خوشحالمان خواهد کرد؟ شروعکردن از عدالت به شخص این توهم را میدهد که اقلا یک نوع مشخص از امر متعین وجود دارد که همهی نامعینبودگیهای چندشکلی و سنجشناپذیری شکلهای ارزیابی ما میتوانند به آن فروکاهند. او ماری را میبیند که به او میگوید حتی اگر پیش آدمها هم برود احساس تنهایی خواهد کرد و به او قول میدهد که اگر روزی دلش خواست دوباره به سیارهاش برگردد، میتواند او را با قدرت جادوییاش دوباره به آنجا برگرداند؛ زیرا او حلال تمام معماها و مشکلات است.

خورشید بیش از ۹۹٫۸ درصد جرم منظومهٔ خورشیدی را تشکیل میدهد و سرچشمهٔ انرژی بسیار از جمله گرما و نور است. صدا گذاری بازی بسیار عالی انجام شده است و چه در بخش صداهای محیطی و چه در زمینه صداپیشگی شخصیت ها شاهد یک بازی قدرتمند هستیم. بازی در ده نوبت انجام میشود. به نظر میرسد واقعا سیاست برای او در ارتباط با خلق شرایطی برای عمل آزاد و ارزشمند و پیدایش اجتماعی نوع درستی از شخص (شهروند شایستهی دولتشهر) بود. پس ما در این باب قضاوت میکنیم که صور گوناگون تعاملات انسانی و نیز اشکال مختلف ارتباط با خود و دیگری، ارزشمندتر، کارامدتر، جدیتر، اجتماعیتر و خیرخواهانهتر و (در نسبت با دیگر نتایج ارزشمندمان) سازندهتر شدهاند یا بالعکس.

برگرفته از واژهی لاتین rotundus، رتوندا به هر ساختمان با پلان مدور گفته میشود؛ همینطور به فضای مدور داخل ساختمان هم رتوندا میگویند. برای قضاوت در باب نتایج شدتبخشیدن به فعالیتهایمان طیف وسیعی از صغریکبریهای پیچیده پیش روی ماست: قضاوت در این باب که برخی از فعالیتها زندگی ما را غنی و باارزش کردهاند، یا اینکه برعکس، به ضررمان تمام شدهاند. شکلهای ابر مانند متعدی روی این سیاره وجود دارند که مهمترین آنها لکه سیاه بزرگ نام دارد. این سیاره در فاصلهی ۱۴۰۰ سال نوری از زمین واقع شده است.

همینطور دلیلی ندارد که خیال کنیم استانداردها یا معیارهایی که هماکنون برای قضاوت استفاده میکنیم، هرگز عوض نخواهند شد؛ تغییری که گاه منتج از مداخلهی خود ماست. اگر این خواسته که معماری باید «عدالت» را لحاظ کند صرفا هشداری است برای معماران تا هم دورنمایی بیشتر از هزینههایشان را مدنظر داشته باشند، هم خوب و بد استفادهی آیندگان را و هم طرق مختلفی که آن ساختمانها مشوق یا مانع برخی فعالیتها خواهند شد، آنگاه باید گفت که این خواسته، در عین بیعیبیاش، نسبتا آبکی است.

مادرش به او می گوید که باید خودش خسارت را با کار تابستانی جبران کند. تذکر میدهم که خلطنکردن معنای دوم با سوم بسیار اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است مواردی باشند که در نظر ما از لحاظ اجتماعی خواستنیاند و همینطور، به زعم ما، به دلایل مختلفی نتوانند در قوانینی حقوقی جایگذاری شوند. البته امور ساختوساز روزمره باید پیش برود و البته که معماران باید هم به قراردادهایشان احترام بگذارند، هم مواظب باشند که برای که و با چه کسی میسازند و هم اینکه ساختمان آنها میتواند چه تاثیری در تدارک حداقلی کالاهای لازم داشته باشد؛ اما معماری را میتوان جور دیگری هم پنداشت؛ همانطور که در گذشته هم چنان پنداشته میشد: اینکه معماری جزئی آرمانی دارد؛ اینکه بخواهد «سازنده» باشد، آن هم ورای معنای لفظی این کلمه.

دیدگاهتان را بنویسید